به گزارش پایگاه خبری تحلیلی آوای لطیف: رشت، شهر باران و مه، اکنون در هالهای از درد فرو رفته است. اینجا، جایی که نفسهایش باید با عطر جنگلهای سرسبز و نسیم خنک تالابها آمیخته باشد، امروز درگیر خفقان ترافیک و زخم بیآبرویی پسماند شده است. شهر مانند انسانی است که بر تخت بیماری افتاده و پانسمانهای سطحی و مُسکِنهای مقطعی، دیگر پاسخگوی دردهای مزمن و ریشهدار او نیست.
زخمها را میتوان دید: در رگهای مسدود خیابانهایی که هر روز از هیاهوی خودروها متورمتر میشوند، در تب آلودگی هوایی که نفس فرهنگ و طبیعت این دیار را به شماره انداخته، و در عفونت زبالههایی که بر پیکر باصفای شهر نشستهاند. اینها همه علائم یک بیماری عمیقتر هستند؛ بیماری در مدیریت، در برنامهریزی و در نگاهی که شهر را نه به مثابه یک موجود زنده، که به چشم یک کالای مصرفی میبیند.
اکنون زمان پانسمان نیست، زمان جراحی عمیق است. زمانی برای تشریح جسورانهی ساختار بیمار شهر، برای ترمیم شریانهای حیاتی آن و برای بیرون ریختن آنچه که روح رشت را میآزارد. این جراحی، نه یک عمل عاجل و شتابزده، که نقشهای دقیق، کارشناسی شده و همراه با ارادهای استوار میطلبد. این یادداشت، نگاهی است به اتاق عمل این شهر و پیشنهادهایی برای تیغ نجاتبخش آن؛ در آستانهای که انتخابات شوراها فرصتی است برای آغاز این درمان ریشهای.

