به گزارش پایگاه خبری تحلیلی آوای لطیف؛ جریان اصولگرایی در گیلان را میتوان به «کاروانی با سران متعدد» تشبیه کرد که اگرچه همگی در مسیر کلی واحدی گام برمیدارند، هر بخش زیر نظر کاروانسالاری متفاوتی در حرکت است. این پراکندگی در رهبری و نبودِ یک معمار یا مهندس واحد، تصادفی نیست؛ بلکه ریشه در لایههای عمیقتری از بستر ساختاری و تاریخی این جریان سیاسی دارد.
این گسیختگی ظاهری، در واقع، بازتابی از ماهیت چندقطبی و شبکهای اصولگرایان گیلان است که از همزیستی طيفهای گوناگونی از نیروهای مذهبی بومی و بازار سنتی گرفته تا تشکلهای دانشجویی و بدنه مدیریتی دولتی شکل گرفته است. هر یک از این کانونها، پایگاه قدرت و شبکه حامیان خاص خود را دارند و همین امر، تمرکز رهبری را با چالش مواجه میسازد.
علاوه بر این، رقابت بر سر منابع محدود قدرت ـ از کرسیهای مجلس و پستهای کلان اجرایی تا اعتبارات ـ طبیعتاً مانع از پذیرش یک «لیدر بلامنازع» میشود. در غیاب یک دشمن مشترک قدرتمند که بتواند همچون سیمانی، همه این اجزا را به هم پیوند زند، وفاداریها عمدتاً حول محور «شخصیتهای کاریزماتیک» میچرخد، نه نهادها و سازمانهای حزبی منسجم. در چنین فضایی، معماری قدرت جمعی به معمایی پیچیده بدل شده است.
با توجه به اینکه برخی از افراد آزمون خود را پس دادهاند و نتوانستهاند موقعیت رهبری خویش را حفظ کنند، رسانه آوای لطیف بهزودی چهرهای اصولگرا را معرفی خواهد کرد. این چهره نهتنها میتواند در انتخابات تأثیرگذار باشد، بلکه قادر خواهد بود حلقه مفقوده نیروهای سالم، صادق، متخصص و متعهد درون تشکیلات اصولگرایی را شناسایی کند؛ نیروهایی که سالهاست فرزندان این استان، بیهیچ دلیلی، از سوی برخی مدیران بیشناسنامه و ظاهرسازی که به بدنه مدیریتی استان نفوذ کردهاند، مورد بیاحترامی قرار گرفتهاند. این اقدام میتواند مقدمهای برای نجات و بازسازی استان باشد.

