به گزارش پایگاه خبری تحلیلی آوای لطیف :اظهارات امیرحسین طاهری جعفر، مدیرکل ارشاد استان گیلان، در شبکه اجتماعی خود پرده از یک چالش ساختاری مهم در شورای فرهنگ عمومی این استان برمیدارد. وی با اشاره مستقیم به آمار بالای غیبت اعضا، این مسئله را به عنوان یک علت کلیدی برای «اثرگذاری قابل توجه نداشتن» این شورا معرفی میکند. این بیان، نقطه آغازینی برای تحلیل عمیقتر دلایل احتمالی این ضعف است.
بر اساس اعلام مدیرکل ارشاد گیلان، آمار غیبتها به شرح زیر است:
۴ عضو: سه غیبت متوالی
۲ عضو: سه غیبت متناوب
۷ عضو: دو غیبت
این آمار نشان میدهد که ۱۳ عضو از این شورا (با احتساب تداخل احتمالی) با سوابق مختلف غیبت مواجه بودهاند.
چنین میزانی از عدم حضور فیزیکی و فکری، پیامدهای مستقیمی دارد:
۱٫ کمنظری و اختلال در تصمیمسازی: با غیبت حتی یک یا دو عضو، دیدگاههای تخصصی و نمایندگی بخشهای مختلف جامعه در جلسات حاضر نمیشود. این امر موجب میشود مصوبات شورا از جامعیت و پشتوانه کارشناسی لازم برخوردار نباشد.
۲٫ عدم تشکیل حدنصاب: غیبتهای متوالی و همزمان میتواند به عدم تشکیل حدنصاب قانونی برای برگزاری جلسات منجر شود که به طور مستقیم روند کاری شورا را متوقف یا کند میکند.
۳٫ تضعیف روحیه جمعی و تعهد: غیبتهای مکرر میتواند برای اعضای حاضر نیز حس بیاثری و اتلاف وقت را در آنان تقویت کند.
طاهری جعفر تصریح کردهاند که غیبت «فقط یک علت از سایر علل» است. این نشان میدهد که مسئله، عمیقتر از عدم حضور فیزیکی است. سایر علل احتمالی میتواند شامل موارد زیر باشد:
کمرنگ بودن اختیارات شورا: اگر مصوبات شورا جنبه تشریفاتی و تأییدی داشته باشد و نهادهای اجرایی ملزم به پیگیری و اجرای آن نباشند، انگیزه حضور و مشارکت فعال اعضا کاهش مییابد.
بحران هویت و مأموریت: ممکن است مأموریتها، اهداف و نقشه راه شورا برای اعضا به وضوح تعریف نشده باشد. وقتی اعضا ندانند نقش دقیق آنان چیست و انتظارات از شورا چیست، مشارکت معناداری صورت نمیگیرد.
ضعف در مدیریت و هدایت جلسات: نحوه اداره جلسات، تهیه دستورکارهای مؤثر و پیگیری مصوبات نیز از عوامل کلیدی است. جلسات تکراری و بیحاصل خود یکی از دلایل ایجاد غیبت است.
مشغلههای شخصی و شغلی اعضا: اعضای شورا معمولاً از شخصیتهای حقیقی و حقوقی پراشتغال هستند. اگر حضور در شورا در اولویت برنامههای آنان نباشد، طبیعی است که غیبت افزایش یابد.
نتیجهگیری
اظهارات صریح مدیرکل ارشاد گیلان را میتوان یک هشدار مدیریتی و تلاشی برای احیای این نهاد مهم فرهنگی دانست. مسئله غیبت، تنها یک عَرض از یک بیماری سیستمی بزرگتر است. برای افزایش اثرگذاری شورای فرهنگ عمومی، نیاز به یک بازنگری اساسی است که احتمالاً شامل موارد زیر میشود:
بازتعریف اختیارات و مأموریتهای شورا و اطمینان از اجرایی شدن مصوبات.
گزینش اعضای متعهد و دارای زمان کافی برای مشارکت واقعی.
مدیریت حرفهای جلسات با دستورکارهای مشخص، کاربردی و زمانبندی مناسب.
شفافسازی و اطلاعرسانی عمومی درباره عملکرد و مصوبات شورا برای ایجاد فشار اجتماعی مثبت.
تا زمانی که این چالشهای ساختاری برطرف نشود، شورای فرهنگ عمومی در سایه غیبت و بیاثری باقی خواهد ماند و به رسالت اصلی خود که همانا «هدایت و سیاستگذاری در عرصه فرهنگ عمومی» است، عمل نخواهد کرد.
نکنه پایانی
آییننامه جدید شورای فرهنگ عمومی سال ۱۴۰۲ مصوب و در دی ماه ۱۴۰۳ ابلاع شد تا شورای فرهنگ عمومی با تشکیل کمیته های تخصصی پنجگانه نظرات کارشناسی شده ارائه نمایند و هر استانی ملزم بود این مصوبه را اجرا نمایند با همه این اوصاف در گیلان چند کمیته تخصصی تشکیل شده است؟


