به گزارش پایگاه خبری تحلیلی آوای لطیف :هر ساله شاهد درخشش دانشآموزان مستعد در رقابتهای علمی کشوری هستیم؛ استعدادهایی که میتوانند سرمایههای ارزشمندی برای پیشرفت علمی و فناورانه استان و کشور باشند. موفقیت اخیر سیده مریم حسینی مقدم، دانشآموز گیلانی، در مسابقات «هستهایشو» و کسب رتبه سوم کشوری، بیتردید نقطه عطفی در کارنامه علمی استان محسوب میشود. اما آیا از این ظرفیت ناب و الهامبخش، بهدرستی استفاده خواهد شد؟ آیا مسئولان استانی برای شکوفایی چنین استعدادهایی برنامهای دارند یا باز هم شاهد خواهیم بود که این موفقیتها صرفاً در حد یک خبر خوش، بدون هیچ پشتوانه عملی، به فراموشی سپرده میشوند؟
با وجود این افتخارآفرینی، جای سؤال و تأمل جدی است که چرا نهادهای متولی در استان گیلان از آموزش و پرورش گرفته تا استانداری و پارک علم و فناوری تاکنون نتوانستهاند از چنین ظرفیتهایی بهره مندی عملی داشته باشند؟ متأسفانه رویه رایج، بسنده کردن به صدور پیامهای تبریک خشک و خالی و برگزاری مراسمهای تشریفاتی کوتاهمدت است، در حالی که انتظار میرود:
۱. حمایت هدفمند و مستمر از این دانشآموزان مستعد، مانند اختصاص بورسیههای علمی، فرصتهای کارآموزی در مراکز پژوهشی و هستهای، و تأمین منابع آموزشی پیشرفته.
۲. ایجاد شبکه ارتباطی میان دانشآموزان نخبه و مراکز علمی پیشرفته (مانند پژوهشگاه علوم و فنون هستهای) برای هدایت استعدادها در مسیر صحیح.
۳. الگوسازی مؤثر برای سایر دانشآموزان استان، نه از طریق پوسترهای کلیشهای، بلکه با برگزاری اردوهای علمی، کارگاههای تخصصی و جشنوارههای استمراری.
۴. برنامهریزی بلندمدت برای جلوگیری از مهاجرت این استعدادها به استانهای برخوردارتر یا خارج از کشور اتفاقی که متأسفانه بارها برای نخبگان گیلانی افتاده است.
آیا مسئولان استانی میدانند که این دانشآموز و همتایانش در حال حاضر به چه حمایت مشخصی نیاز دارند؟ آیا برنامهای برای استفاده از این «ظرفیت هستهای» در استان وجود دارد؟ یا همچنان شعار «گیلان، استان خلاق و دانشبنیان» تنها در حد یک برچسب روی کاغذ باقی خواهد ماند؟
توقع میرود مدیرکل آموزش و پرورش، استاندار گیلان و دیگر نهادهای مرتبط، به جای تبریکهای شعاری، پای کار عملی آمده و با طراحی «سامانه پشتیبانی از نخبگان دانشآموزی» و تخصیص بودجه شفاف و قابل پیگیری، از تکرار این صحنه تلخ که «استعدادهای گیلانی در استان خود نادیده گرفته میشوند» جلوگیری کنند. در غیر این صورت، این موفقیتها تنها دلیلی بر تأسف خواهد بود برای فرصتهای از دست رفتهای که هرگز بازنخواهند گشت.



