به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «آوای لطیف»، چندی پیش این رسانه با انتشار یادداشتی با عنوان «ضرورت پاسخگویی: شایسته است دکتر پاکدل، مدیرکل انتقال خون گیلان، پس از ۷ سال مدیریت، عملکرد خود را در چارچوب شفافیت و ارزیابی فرابخشی گزارش دهد و راز بقای مدیریتی خود را برای افکار عمومی تبیین کند»، پرسشهای جدی را درباره نحوه اداره این نهاد حیاتی مطرح ساخت.
در واکنشی کمسابقه و نسبتاً سریع، دکتر احمد قرهباغیان، مدیرعامل سازمان انتقال خون ایران، لوح تقدیری برای دکتر پاکدل صادر و ارسال کرد. در متن این لوح، از «بهینهسازی و فرایندسازی چشمگیر میزان ضایعات خون و فرآوردههای آن» بهعنوان نشانه «تعهد عمیق اخلاقی و حرفهای» تجلیل به عمل آمده است.
اما آنچه این تقدیرنامه را به موضوعی تأملبرانگیز تبدیل میکند، همزمانی آن با فضای پرسشگری رسانهای و نبود هرگونه دادههای شفاف و قابل راستیآزمایی درباره عملکرد هفتساله مدیریت یادشده است. در شرایطی که مطالبه افکار عمومی، شفافیت در برابر سرمایه ملی خون و فرآوردههای آن است، صدور یک تقدیرنامه بدون انتشار آمار رسمی و مستند، این پرسش را تقویت میکند که آیا این اقدام پاسخی تشویقی به فضای انتقادی است یا ارزیابیای مبتنی بر واقعیتهای عینی؟
از سوی دیگر، یکی از مهمترین شاخصهای ارزیابی مدیران در نظام اداری کشور، شفافیت عملکردی، پاسخگویی به نهادهای نظارتی و افکار عمومی، و همچنین امکان ارزیابی فرابخشی توسط کارشناسان مستقل است.
در گیلان، این مطالبه نه یک حاشیه رسانهای، بلکه به گفتمانی فراگیر در میان نخبگان، فعالان مدنی و حتی کارکنان سازمانهای دولتی تبدیل شده است. بسیاری بر این باورند که ماندگاری مدیریتی نباید با اهدای لوحهای تقدیر توجیه شود، بلکه باید با ارائه گزارشهای دقیق از عملکرد، بهویژه در حوزههایی نظیر کاهش ضایعات، مدیریت بهینه مصرف، افزایش مشارکت اهداکنندگان و کیفیت خدماترسانی به بیماران، اثبات گردد.
در این میان، نباید از یاد برد که تقدیرنامهها هرچند نمادی از تلاش و زحمات کارکنان و مدیران هستند، اما هرگز نمیتوانند جایگزین پاسخگویی شفاف و نظاممند شوند. تجربه تلخ و شیرین مدیریت در استان گیلان نشان داده که دریافت لوح تقدیر، نه تنها تضمینی برای تداوم مدیریت نیست، بلکه در موارد متعدد، مدیرانی که چنین تقدیرنامههایی دریافت کردهاند، در ادامه مسیر با چالشهای حقوقی، اداری و حتی قضایی مواجه شده و سرانجامی جز عزل، برکناری یا بازداشت نداشتهاند.
از این رو، جامعه مدنی و رسانههای محلی بار دیگر تأکید میکنند که ارزشگذاری بر مدیران، باید بر مبنای دادههای شفاف، ارزیابی مستقل و پاسخگویی به مردم باشد، نه نامهها و لوحهایی که در پشتپرده اداری صادر میشوند و گاه بیش از آنکه گشایشی ایجاد کنند، بر ابهامها میافزایند.
در پایان، این پرسش همچنان برجای میماند که آیا سازمان انتقال خون ایران با این اقدام، به دنبال پاسخ به مطالبات مشروع افکار عمومی در گیلان است یا صرفاً قصد دارد از یک مدیر در برابر فضای انتقادی حمایت کند؟
آنچه روشن است، جامعه امروز بیش از هر چیز به شفافیت، پاسخگویی و ارزیابی بیطرفانه نیاز دارد و هیچ لوح تقدیری نمیتواند جای خالی این مطالبات را پر کند.

