به گزارش پایگاه خبری تحلیلی آوای لطیف :منجیل شهری است که نامش با ورزش، جوانمردی و پهلوانی گره خورده است. سالن ورزشی کارگران منجیل، در زمان استانداری سرلشکر علی عبداللهی که هماکنون ریاست ستاد کل نیروهای مسلح را بر عهده دارد احداث شد.
سالنی که سالها خانه امن ورزشکاران بود؛ مکانی برای تمرین تیمهای مختلف، میزبانی مسابقات و پرورش استعدادهای جوانان این دیار. سالنی که در آن انواع و اقسام رشتههای ورزشی قابل استفاده بود و هر جوانی با هر سلیقه و رشتهای میتوانست در آن جایگاهی برای رشد پیدا کند.
سالنی که فقط یک سالن نبود؛ خانه امید، محل تمرین، میدان رقابت و پناهگاه جوانانی بود که ورزش را نه برای تفریح، بلکه برای زندگی میخواستند.
اما امروز خبر میرسد که این سالن چندمنظوره، به زمین چمن مصنوعی تغییر کاربری داده است. تغییری که نهتنها مورد مطالبه جامعه ورزشی نبوده، بلکه با مخالفت صریح و گسترده جوانان ورزشی، مربیان و اهالی ورزش شهر مواجه شده است.
در عین حال، مدیریت شهری از ساخت یک سالن ورزشی دیگر با کاربری چمن مصنوعی در منجیل سخن میگوید؛ اقدامی که بیش از آنکه پاسخ به نیاز ورزش شهر باشد، نوعی اصرار بر اجرای تصمیمی از پیش گرفتهشده به نظر میرسد.
جوانان ورزشی منجیل یکصدا مخالف این تغییر کاربری هستند. مربیان و ورزشکاران میگویند: «ما سالن چندمنظوره میخواهیم، نه چمن مصنوعی.» اما گویا متولیان امر در برج عاج تصمیمهای خود نشستهاند و صدای مردم را نمیشنوند.
مدیریت شهری از ساخت سالن چمن مصنوعی در منجیل حرف میزند؛ اما سؤال اینجاست: آیا ساخت یک سالن تککاربره، پاسخ نیازهای متنوع ورزشی شهر است؟ یا نوعی دور زدن مطالبات واقعی و تحمیل تصمیمی است که هیچ توجیه کارشناسی و مردمی ندارد؟
پرسش اصلی اینجاست: وقتی همه جوانان ورزشی، بهعنوان ذینفعان اصلی، با این تغییر کاربری مخالفند، چرا متولیان امر هیچ توجهی به این مخالفتها نمیکنند؟ آیا توسعه ورزش در منجیل تنها در سایه بیاعتنایی به نظر ورزشکاران ممکن است؟ و چرا به جای حفظ یک سالن چندکاره که پاسخگوی نیازهای متنوع بود، اصرار بر تککاربری کردن فضاهای ورزشی وجود دارد؟
اینکه همه مخالفند و هیچکس توجه نمیکند، نشانه یک بحران است: بحران بیاعتنایی به نظر شهروندان، بحران تصمیمگیری بدون مشارکت ذینفعان، و بحران مدیریتی که به جای حل مسئله، مسئله را میسازد.
سالن کارگران منجیل را از جوانان نگیرید. اگر قرار است ورزش شهر توسعه یابد، باید با صدای ورزشکاران باشد، نه با زور و بیاعتنایی.
متولیان امر باید پاسخ دهند: چرا مخالفتها را میشنوند و عمل نمیکنند؟ چرا به جای حفظ یک سالن چندمنظوره، بر تککاربری کردن فضا اصرار دارید؟ و چرا در شهری که همه میگویند «نه»، شما همچنان میگویید «بله»؟ شایسته است متولیان امر پاسخ دهند چرا به خواسته جوانان ورزشکار توجه نمیکنند.
منجیل، شهر ورزش است. اما ورزش با تحمیل و بیاعتنایی به جوانان، دیگر ورزش نیست؛ نمایشی از قدرت است. چه کسی و با چه منطقی، خانه ورزش کارگران منجیل را از جوانان این شهر گرفته است؟ این پرسش را جوانان منجیل بارها پرسیدهاند؛ اما گویا قرار نیست پاسخی بشنوند.

