به گزارش پایگاه خبری تحلیلی آوای لطیف، به قلم مدیر مسئول ؛در آستانه هفتمین دوره انتخابات شورای اسلامی شهر رشت، خبر تغییرات و انتصابات جدید در شهرداری بازتاب گستردهای در افکار عمومی داشته است.
اگرچه تغییر مدیران در بدنه یک سازمان امری مرسوم و از وظایف ذاتی مدیریت اجرایی بهشمار میرود، اما تأکید میشود که انتقاد مطرحشده در این گزارش، متوجه شأن حرفهای، توانمندی یا شایستگی اشخاص منصوبشده نیست؛ بلکه پرسشی است از فرآیند تصمیمگیری، زمانبندی و ضرورتسنجی این انتصابات در آستانه یک رویداد مهم سیاسی. آنچه محل تأمل و پرسشهای جدی شهروندان شده، نه «چه کسانی» که «چرا و چگونه» این تغییرات در شرایط کنونی صورت گرفته است.
شهر رشت، بهعنوان مرکز استان گیلان، سالهاست با معضلات ساختاری در حوزههای مختلف مدیریت شهری دستبهگریبان است. فرسودگی زیرساختها، کیفیت نامطلوب آسفالت معابر، ترافیک سنگین و روانسازی نامناسب عبور و مرور، تنها بخشی از گلایههای روزمره شهروندان رشتی بهشمار میرود. در چنین شرایط بحرانی، افکار عمومی بهدرستی انتظار دارد تمام تمرکز، انرژی و بودجه مدیریت شهری معطوف به حل این مسائل فوری و زیربنایی باشد. در این فضا، انجام تغییرات گسترده مدیریتی، آن هم در فاصله کوتاه باقیمانده تا انتخابات شورای شهر، این شائبه را تقویت میکند که اولویتبندی در شهرداری دچار نوعی اختلال یا انحراف شده است.
رحیم شوقی، شهردار رشت، بهعنوان عالیترین مقام اجرایی شهر، هم از منظر قانونی و هم از منظر اخلاق حرفهای، موظف به پاسخگویی در قبال تصمیمات خود است. در این خصوص، چند محور اساسی برای شفافسازی و تنویر افکار عمومی وجود دارد:
۱. تبیین «ضرورت» در کنار «حق» انتصاب:
بدون تردید، «تغییر» بخشی از پویایی مدیریت است و شهردار بهعنوان بالاترین مقام اجرایی، حق دارد تیم اجرایی خود را چیدمان کند. اما آنچه این تغییرات را از یک اقدام عادی مدیریتی به موضوعی بحثبرانگیز تبدیل کرده، پرسش از «الزام به تغییر» در این برهه زمانی خاص است. شهروندان و نخبگان محلی باید بدانند چه ناکارآمدی، بنبست مدیریتی یا خلأ کارشناسی در مدیریت قبلی وجود داشت که با وجود انباشت مشکلات شهری، شهردار تشخیص داده پیشنیاز حل معضلاتی چون ترافیک و آسفالت، تغییر مدیران است. آیا این انتصابات بر اساس یک برنامه مدون و از پیشطراحیشده برای بهبود وضعیت موجود صورت گرفته، یا واکنشی آنی به فشارهای جریانهای سیاسی و انتخاباتی محسوب میشود؟
۲. مزایای عملیاتی انتصابات جدید چیست؟
شهروندان رشتی از مدیران جدید، شعار و وعدههای تکراری نمیخواهند؛ آنها راهکار عملیاتی، نقشه راه روشن و زمانبندی اجرایی برای حل مشکلات میخواهند. شهردار موظف است تبیین کند که هر یک از این انتصابات چه ارزش افزودهای برای مدیریت شهری به همراه دارد و برنامه مشخص مدیران منصوبشده برای حوزههای مسئولیتشان چیست.
۳. پرهیز از التهابآفرینی انتخاباتی:
انجام انتصابات در آستانه انتخابات شورای شهر، خواهناخواه رنگوبوی سیاسی و جناحی به خود میگیرد. برای خنثی شدن این برداشت طبیعی، شهردار باید با برگزاری نشست خبری یا صدور بیانیهای مستند و مستدل، به افکار عمومی اثبات کند که این تصمیمات نه از سر مصلحتاندیشی انتخاباتی و رد و بدل شدن سهمیههای سیاسی، بلکه مبتنی بر یک ارزیابی حرفهای و برای بهبود خدماترسانی در ماههای پایانی سال و سال آینده بوده است. شفافسازی در این زمینه میتواند مانع از قطبیشدن فضای مدیریت شهری و تخریب جایگاه بیطرفی شهرداری بهعنوان یک نهاد خدماتی شود.
در پایان باید خاطرنشان کرد که تغییر مدیران، ذاتاً نه مذموم است و نه ممدوح؛ ارزش آن به کارایی، شایستهسالاری و تناسب آن با مقتضیات زمان بستگی دارد. آنچه در شرایط کنونی شهر رشت اهمیت حیاتی دارد، عبور از انفعال و ورود به مرحله «پاسخگویی» شفاف است. شهردار رشت باید با درک دغدغه بهحق شهروندان، پشت درهای بسته تصمیمگیری نکند و با شفافسازی «چرایی و چگونگی» این انتصابات، نشان دهد که حل معضلات ترافیک و آسفالت اولویت نخست اوست، نه هرگونه تغییرات تشکیلاتی. مردم رشت از مدیریت شهری، «امنیت روانی» و «شفافیت» میخواهند و این مهم جز با گفتوگوی صادقانه با رسانهها و افکار عمومی محقق نخواهد شد.

