به گزارش پایگاه خبری تحلیلی آوای لطیف :اظهارات اخیر عباس صابر، مدیرعامل شرکت شهرکهای صنعتی گیلان، اگرچه در چارچوب گفتمان رایج حمایتی و با نیت ایجاد انگیزه در تولیدکنندگان ایراد شده است، اما برای تبدیل شدن به یک “برنامه عملیاتی” نیازمند عبور از کلیشههای مرسوم و ورود به حوزه راهکارهای ساختاری و شفاف است. در نقد پیش رو، سخنان ایشان در پنج محور کلیدی تحلیل میشود.
۱. نقد علتیابی مشکلات (تحریممحوری در مقابل ضعفهای ساختاری)
بخشی از سخنان: “دشمنان قسم خورده نظام تلاش دارند که با فشارهای اقتصادی و اعمال تحریمهای ناجوانمردانه، موجبات تعطیلی دومینووار واحدهای صنعتی را فراهم کنند…”
تحلیل کارشناسی:
اگرچه تحریمهای خارجی به عنوان یک عامل برونزا، فشار واقعی بر تامین مواد اولیه، ماشینآلات و صادرات وارد میکنند، اما فروکاستن همه مشکلات به “دشمن” و “تحریم”، نوعی سادهسازی مسئله و فرار از مسئولیتپذیری در قبال عملکرد دستگاههای اجرایی است.
بر اساس گزارشهای متعدد اتاق بازرگانی و مرکز پژوهشهای مجلس، بخش قابل توجهی از تعطیلی واحدهای صنعتی در سالهای اخیر، ناشی از بحران نقدینگی، مدیریت ناکارآمد واحدها، تغییر ناگهانی نرخ ارز، و مهمتر از همه، “قوانین دستوپاگیر و متغیر” در داخل کشور بوده است. اگر قرار باشد تحریم به عنوان عامل اصلی باقی بماند، وظیفه مدیر برای بهینهسازی محیط کسبوکار داخلی به حاشیه رانده میشود.
۲. نقد راهکارهای پیشنهادی (کار جهادی در مقابل اصلاح فرآیندها)
بخشی از سخنان: “هیچ بن بستی برای واحدهای صنعتی وجود ندارد که نتوان آن را با کار جهادی مسئولان برطرف کرد… امید تنها در سایه حضور مدیران در صحنه و تلاش و همت مسئولانه محقق می شود.”
تحلیل کارشناسی:
مفهوم “کار جهادی” و “حضور مدیران در صحنه” از نظر ایجاد انگیزه و همدلی ارزشمند است، اما نمیتواند جایگزین “سیستم” و “فرآیند” شود.
تجربه نشان داده است که “حضور مدیر” تا زمانی موثر است که او در محل حاضر باشد. به محض خروج مدیر، مشکلات بازمیگردند. راهکار پایدار، اصلاح فرآیندهای اداری، دیجیتالی کردن مجوزها، و ایجاد پنجره واحد سرمایهگذاری است تا نیاز به حضور فیزیکی مدیر برای حل هر مشکل جزئی از بین برود.
یک سرمایهگذار برای امیدواری به آینده، به “ثبات مقررات” نیاز دارد، نه صرفاً به “دیده شدن” توسط مدیران. نوسان در قوانین مالیاتی، تامین اجتماعی و بخشنامههای بانکی، بیشتر از نبود مدیر، تولیدکننده را ناامید میکند.
۳. نقد “حضور میدانی” (مدیریت بحران یا مدیریت فرآیند؟)
بخشی از سخنان: “مدیران شهرک های صنعتی استان میزکار خود را داخل واحدهای صنعتی دایر کردهاند و تلاش دارند تا از نزدیک مسائل و مشکلات را رصد کنند.”
تحلیل کارشناسی:
این اقدام اگرچه در کوتاهمدت برای حل مشکلات خاص یک واحد صنعتی موثر است، اما یک اقدام “واکنشی” است، نه “پیشدستانه”
وظیفه اصلی مدیران شهرکهای صنعتی، رفع موانع زیرساختی عمومی در سطح شهرک است (تامین پایدار آب، برق، گاز، اینترنت پرسرعت، راههای دسترسی و امنیت). نشستن در یک واحد صنعتی به تنهایی نمیتواند مشکل قطعی برق در کل شهرک یا کمبود فشار آب را حل کند.
این رویکرد ممکن است به ایجاد رانت اطلاعاتی برای واحدهای خاصی که میزبان مدیر هستند منجر شود و عدالت در خدماترسانی به تمامی واحدها را خدشهدار کند.
۴. نقد “مزیتهای فراوان” (کلیگویی در مقابل برنامه عملیاتی)
بخشی از سخنان: “استان گیلان به لحاظ ساختار اقتصادی از مزیت های فراوانی برخوردار است که هر یک از این مزیت ها می تواند شرایط مناسبی برای صنایع مختلف فراهم کند.”
تحلیل کارشناسی:
ذکر “مزیتهای فراوان” بدون اشاره به مصادیق عینی و برنامه عملیاتی برای بهرهبرداری از آنها، یک گزاره تبلیغاتی است.
سوال کلیدی این است: شرکت شهرکهای صنعتی برای تبدیل مزیتهای نسبی گیلان به مزیت رقابتی چه برنامهای دارد؟
مزیت کشاورزی: آیا برنامهای برای ایجاد شهرکهای تخصصی صنایع تبدیلی و تکمیلی کشاورزی (با هدف کاهش خامفروشی محصولاتی مانند کیوی، زیتون و برنج) وجود دارد؟
مزیت گردشگری: آیا برنامهای برای جذب سرمایهگذار در صنایع دستی و بستهبندی محصولات محلی در شهرکها تدوین شده است؟
مزیت نیروی انسانی: چه اقدام عملی برای اتصال دانشگاههای استان به نیازهای فناورانه شهرکهای صنعتی (صنایع دانشبنیان) صورت گرفته است؟
تا زمانی که این برنامهها وجود نداشته باشد، صحبت از “مزیتهای فراوان” صرفاً یک شعار باقی میماند.
۵. نقد وعده زیرساختها و حمایت قانونی (تعارض با واقعیتهای میدانی)
بخشی از سخنان: “شهرک های صنعتی بهترین محل استقرار واحدهای صنعتی برای جذب سرمایه گذاری است… از فراهم بودن زیرساختها در شهرک های صنعتی در استان خبرداد.”
تحلیل کارشناسی:
این بخش از سخنان، نیازمند مستندسازی و راستیآزمایی میدانی است. تجربه زیسته بسیاری از صنعتگران در شهرکهای صنعتی کشور (و از جمله گیلان) تصویر متفاوتی را نشان میدهد.
چالشهای رایج زیرساختی در شهرکهای صنعتی گیلان (که نیاز به پاسخگویی دارد):
۱٫ تامین انرژی: آیا شهرکهای صنعتی استان در پیک مصرف (تابستان و زمستان) با مشکل افت فشار برق یا قطعی گاز مواجه نیستند؟
۲٫ تصفیه فاضلاب: با توجه به ماهیت سبز و کشاورزی گیلان و حساسیتهای زیستمحیطی آن، آیا تمام شهرکهای صنعتی به تصفیهخانههای مدرن فاضلاب صنعتی مجهز هستند؟
۳٫ اینترنت و ارتباطات: آیا زیرساخت ارتباطی پرسرعت و پایدار برای فعالیت صنایع دیجیتال و دانشبنیان در این شهرکها فراهم است؟
صرف “فراهم بودن زیرساخت” کافی نیست؛ کیفیت، پایداری و هزینه دسترسی به این زیرساختها برای سرمایهگذار حیاتی است. اگر قیمت تمام شده زمین و عوارض در شهرکها بالا باشد، سرمایهگذار ترجیح میدهد در خارج از شهرک مستقر شود که خود معضلات قانونی و زیستمحیطی دیگری ایجاد میکند.
سخنان مدیرعامل شرکت شهرکهای صنعتی گیلان در مجموع یک بیانیه سیاسی-مدیریتی است که بیشتر بر گفتمان مقاومت و حمایت نمادین متمرکز است تا ارائه یک نقشه راه شفاف.
برای عبور از این فضا و حرکت به سمت توسعه واقعی صنعتی در گیلان، پیشنهادات زیر قابل طرح است:
۱٫ تغییر گفتمان از “دفاع در برابر تحریم” به “رقابتپذیری”: صنعت استان باید برای رقابت در بازارهای منطقهای (حتی با وجود تحریم) آماده شود. این نیازمند کاهش هزینههای تمام شده تولید از طریق بهینهسازی فرآیندها و بهبود بهرهوری است.
۲٫ شفافسازی و ارائه آمار: به جای جملات کلی، باید آمار دقیقی از میزان سرمایهگذاری جذبشده، تعداد واحدهای فعال و راکد، و مهمتر از همه، لیست مشکلات اصلی سرمایهگذاران به تفکیک هر شهرک منتشر شود.
۳٫ توسعه هدفمند صنایع: به جای پذیرش هر نوع صنعتی، شرکت شهرکهای صنعتی باید با همکاری دانشگاهها، یک نقشه جامع صنعتی برای گیلان تدوین کند که در آن بر صنایع سبز، صنایع تبدیلی کشاورزی و صنایع خلاق تاکید ویژه شود تا هم اشتغال ایجاد کند و هم به محیط زیست منحصر به فرد استان آسیب نزند.

