به گزارش پایگاه خبری تحلیلی آوای لطیف؛ به قلم مدیر مسئول، در دورهای که اسدالله عباسی سکان استانداری گیلان را در دولت سیزدهم بر عهده داشت، فضای سیاسی استان با انتشار گسترده بیانیههای انتقادی از سوی تشکلهای اصولگرا همراه بود. در این میان، چهرههایی مانند محمدرضا رئوفی قائم مقام شورای وحدت و عضو شورای مرکزی جبهه انقلاب گیلان نقدهای تندی را متوجه عملکرد استاندار وقت کردند.
سکوت به قیمت حفظ صندلی
بررسیها نشان میدهد مدیرانی که امروز به دنبال ورود به پارلمان شهری هستند، در مقطع استانداری عباسی، با وجود نارضایتی بدنه حزبی خود، کوچکترین انتقادی را نسبت به عملکرد استاندار وقت ابراز نکردند. تحلیلگران سیاسی معتقدند این سکوت، راهبردی برای “حفظ صندلی” و “تثبیت موقعیت” بوده است. در واقع، این مدیران با دریافت سمت اجرایی خود (که به نوعی “سهم” آنان از قدرت تلقی میشد)، کنشگری سیاسی را کنار گذاشتند تا ریسک جابهجایی و تغییر را به صفر برسانند. به نظر میرسد معامله ضمنی آنان با استاندار وقت این بوده است: “مدیریت در برابر سکوت”.
تکاپوی تازه برای بازتولید قدرت
اما امروز و با تغییر فضای سیاسی، تحرکات جدیدی از سوی همین مدیران سابق مشاهده میشود. آنان که دیروز در برابر نقدهای جریان متبوع خود نسبت به استاندار بی تفاوت بودند، اکنون برای تصاحب کرسیهای شوراهای شهر (پارلمان شهری رشت) وارد میدان شدهاند. به باور ناظران، این تغییر میدان از “اجرا” به “سیاست”، تلاشی برای جبران سکوت گذشته و بازتولید قدرت در نهادهای تأثیرگذار است.
به نظر میرسد رفتار برخی مدیران سابق گیلان، نمونهای از دوگانگی نقش و اولویت منافع شخصی بر منافع تشکیلاتی است. جایی که دیروز برای حفظ صندلی اجرایی در برابر استاندار سکوت کردند و امروز برای تصاحب کرسی شوراها به دنبال جلب اعتماد همان جریانهای سیاسی هستند که روزی آنها را در برابر نقدها تنها گذاشتند. این چرخه فرصتطلبی سیاسی، پرسشهای جدی را درباره پایبندی این چهرهها به اصول و گفتمان متبوعشان ایجاد کرده است.

