به گزارش پایگاه خبری تحلیلی آوای لطیف: سالها پیش، وقتی نام گیلان در فهرست رتبههای برتر کنکور میدرخشید، کسی فکر نمیکرد روزی برسد که این استان برای سومین سال متوالی تنها یک نماینده در میان ۴۰ رتبه برتر داشته باشد؛ آن هم نه در گروههای پررقابت علوم تجربی و ریاضی، بلکه در گروه هنر و با رتبه نهم. پالیز ایمانیپارسا، دانشآموز رشت، تنها نام گیلان در فهرست امسال است. این واقعیت، زنگ خطری است که نباید به سادگی از کنار آن گذشت.
سؤال جدی این است: چه اتفاقی افتاده؟
آمارها تصویر تلخی را نشان میدهند. مازندران، همسایه شمالی ما، امسال ۶ رتبه از ۴۰ رتبه برتر کشور را به دست آورده است؛ پنج رتبه در گروه ریاضی و فنی که نیمی از ۱۰ نفر اول این گروه را شامل میشود. در حالی که گیلان با بیش از ۲۵ هزار داوطلب، حتی یک نماینده در گروههای اصلی ندارد. این فاصله، تصادفی نیست.
ریشهها را باید در جای دیگری جست
نخست، عدالت آموزشی در استان ما به شدت آسیب دیده است. در پنج سال گذشته، از ۶ گیلانی رتبه برتر کنکور، ۴ نفر در مدارس تیزهوشان تحصیل کردهاند. این یعنی مدارس دولتی عادی، عملاً از گردونه رقابت حذف شدهاند. خانوادههایی که توان مالی ندارند، فرزندانشان از همان ابتدا در مسیر متفاوتی قرار میگیرند.
دوم، کمبود معلم و زیرساختهای آموزشی در روستاها و شهرهای کوچک، استعدادهای نهفته را خاموش میکند. آمارها از کمبود ۲۰۰۰ نیروی انسانی در آموزش و پرورش گیلان خبر میدهند و در روستاها، یک معلم مجبور است برای چند پایه تدریس کند. چگونه میتوان از دانشآموزی که در چنین شرایطی درس میخواند، انتظار رتبه برتر داشت؟
سوم، بازماندگان از تحصیل که استاندار گیلان از شناسایی دستکم ۱۷ هزار نفر از آنان خبر داده است. این عدد، فقط یک آمار نیست؛ پشت هر رقم، انسانی است که از چرخه آموزش خارج شده و سرمایه انسانی استان را تضعیف میکند.
نقدی به متولیان
انتظار از آموزش و پرورش گیلان، فقط برگزاری جشن و تجلیل از نخبگان نیست. انتظار این است که از خود بپرسید چرا؟ چرا دختران گیلانی در گروههای ریاضی و تجربی در سطح ملی نمیدرخشند؟ چرا مدارس دولتی ما به حاشیه رانده شدهاند؟ چرا بودجه و امکانات به شکلی نابرابر توزیع میشود؟
نرگس دستیار، مدیرکل آموزش و پرورش گیلان بارها از «افت تحصیلی ناشی از کرونا» گفتهاند. اما کرونا در همه استانها بود. مازندران هم کرونا داشت، اما نتایجش متفاوت است. علت را باید در ساختارهای مدیریتی و سیاستهای آموزشی استان جستجو کرد، نه در عوامل بیرونی.
خطاب به نمایندگان مجلس شورای اسلامی
نمایندگان محترم استان گیلان، شما وظیفه نظارتی دارید. سؤال ما این است:
۱. چرا بودجه آموزش و پرورش گیلان با وجود ۲۵ هزار داوطلب کنکور، پاسخگوی نیازهای حداقلی نیست؟
۲. چرا طرحهای حمایتی از مدارس دولتی و مناطق محروم، در گیلان به نتیجه ملموس نمیرسد؟
۳. چرا آمار بازماندگان از تحصیل در استان ما همچنان نگرانکننده است و چه اقدام قانونی برای کاهش آن انجام شده؟
۴. چه سازوکاری برای پاسخگویی مدیران آموزشی استان به نتایج ضعیف کنکور وجود دارد؟
انتظار ما از شما، فقط نطقهای احساسی در مناسبتها نیست. انتظار ما پیگیری جدی در کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس، طرح سؤال از وزیر، و الزام آموزش و پرورش به ارائه برنامه عملیاتی با زمانبندی مشخص است.
گیلان، سرزمین میرزا کوچک و پروفسور سمیعی و دکتر معین است. استعداد در خاک این استان کم نیست. اما استعداد بدون پرورش، میوه نمیدهد. اگر امروز رتبههای برتر کنکور را از دست میدهیم، فردا چه چیزی را از دست خواهیم داد؟
از شما میپرسیم: برنامه عملیاتی شما برای بازگرداندن گیلان به جایگاه واقعیاش در آموزش کشور چیست؟ پاسخ به این پرسش، فقط وظیفه اداری نیست؛ حق نسل آینده این دیار است.

