به گزارش پایگاه خبری تحلیلی آوای لطیف : به قلم حسین هادی زاده کارشناس ارشد مدیریت شهری ؛باران برای رشت پدیده تازهای نیست؛ همانگونه که بازگشایی مدارس، افزایش سفرهای صبحگاهی، توقفهای دوبله، کمبود پارکینگ و ترافیک مرکز شهر نیز اتفاقات ناشناختهای نیستند. با این حال، هر بار که بارش شدت میگیرد یا شرایط اقتصادی خانوادهها تغییر میکند، شبکه معابر رشت با یک شوک جدی مواجه میشود و خیابانهای شهر به پارکینگهای متحرک تبدیل میشوند.
واقعیت این است که مسئله ترافیک رشت را نمیتوان صرفاً با ساخت یک پل، تعریض یک خیابان یا اضافهکردن چندصد متر آسفالت حل کرد. ریشه اصلی مشکل، عدم تعادل میان تقاضای سفر و ظرفیت شبکه حملونقل عمومی، ضعف مدیریت تقاضای سفر و سالها غفلت از حملونقل انسانمحور است.
امروز خانوادهای که به دلیل مشکلات اقتصادی ناچار شده فرزند خود را شخصاً به مدرسه برساند، عملاً یک سفر جدید به شبکه شهری تحمیل میکند. اگر سرویس مدرسه حذف شود، صدها یا هزاران خودروی شخصی در ساعت مشخصی وارد خیابان میشوند. در چنین شرایطی، باران نیز با کاهش سرعت حرکت، افزایش توقفهای حاشیهای و کاهش ظرفیت مؤثر معابر، اثر این تقاضای اضافی را چند برابر میکند. به همین دلیل است که ترافیک رشت در روزهای بارانی بهسرعت به نقطه بحرانی میرسد.
اما راهحل چیست؟
نخستین اقدام باید احیای واقعی حملونقل عمومی باشد، نه صرفاً خرید اتوبوس. خرید ۴۰ دستگاه اتوبوس جدید، که اخیراً از سوی مدیریت شهری اعلام شده، اقدامی مثبت است؛ اما اگر این اتوبوسها در همان شبکه ناکارآمد، بدون اولویت عبور، بدون زمانبندی دقیق و بدون اتصال مناسب خطوط فعالیت کنند، اثر آنها بر ترافیک محدود خواهد بود.
رشت به یک شبکه یکپارچه اتوبوسرانی نیاز دارد؛ شبکهای متشکل از خطوط اصلی پرتردد، خطوط تغذیهکننده محلات و خطوط حلقوی که مسافر را بدون نیاز به ورود خودرو شخصی به مرکز شهر جابهجا کند. در این شبکه باید زمان رسیدن اتوبوس، مسیر و ایستگاهها برای شهروند قابل پیشبینی باشد. حملونقل عمومی زمانی رقیب خودرو میشود که «قابل اعتماد» باشد، نه صرفاً ارزان.
مطالعات تخصصی انجامشده درباره رشت نیز سالهاست بر ضرورت ایجاد خطوط ویژه و BRT در کریدورهای مناسب تأکید دارند و حتی «رینگ مرکزی» را بهعنوان یکی از اولویتهای اجرای مسیر ویژه اتوبوس پیشنهاد کردهاند. بنابراین لازم نیست هر چند سال یکبار پروژهای جدید و پرهزینه تعریف کنیم؛ باید مطالعات موجود را به برنامه اجرایی تبدیل کنیم.
دومین اقدام، مدیریت سفرهای مدارس است. در روزهای بارانی، مدارس باید به نقاط مدیریتشده سفر تبدیل شوند؛ یعنی محدوده توقف کوتاهمدت، مسیر امن پیاده، ایستگاه مشخص سرویس و حتی برنامه زمانی متفاوت برای مدارس پرتراکم تعریف شود. توقف خودروها در مقابل مدرسه نباید به یک حق بدیهی تبدیل شود. در بسیاری از شهرها، «School Street» یا خیابان مدرسه در ساعات ورود و خروج، با محدودیت خودرو اجرا میشود. رشت نیز میتواند این مدل را بهصورت آزمایشی در چند مدرسه پرتراکم اجرا کند. حتی پلیس راهور نیز در برنامه سال تحصیلی جاری بر پاکسازی معابر اطراف مدارس، ساماندهی خطوط اتوبوس و برخورد با توقف غیرمجاز تأکید کرده است.
سومین محور، پارک حاشیهای و توقف خودرو است. در شهری با معابر نسبتاً کمعرض، نمیتوان همزمان یک خط را برای عبور خودرو، پارک خودرو، بارگیری، تاکسی و اتوبوس اختصاص داد. باید پارک حاشیهای در محدوده مرکزی مدیریت و قیمتگذاری شود و درآمد آن مستقیماً برای توسعه حملونقل عمومی هزینه شود.
چهارم، رشت باید از «خودرو محوری» به سمت پیادهمداری و دوچرخهمداری واقعی حرکت کند. رشت به دلیل مقیاس شهری، اقلیم و بافت نسبتاً متراکم مرکزی، ظرفیت قابل توجهی برای سفرهای کوتاه با پای پیاده و دوچرخه دارد. اما دوچرخهسواری بدون شبکه ایمن و پیوسته، صرفاً یک شعار است. مسیر دوچرخه باید به مدرسه، دانشگاه، بازار، مراکز اداری، ایستگاه اتوبوس و محلات متصل باشد. پژوهشهای انجامشده نیز بر ظرفیت حملونقل پاک و دوچرخه در رشت تأکید کردهاند.
پنجم، باید مدیریت هوشمند ترافیک از سطح نصب دوربین و چراغ فراتر رود. رشت به مرکز کنترل ترافیک واقعی نیاز دارد؛ مرکزی که اطلاعات لحظهای حجم خودرو، سرعت، تصادف، آبگرفتگی و وضعیت پارکینگ را دریافت و بر اساس آن چراغها و مسیرهای جایگزین را مدیریت کند.
و در نهایت، باید یک اصل پذیرفته شود: حل ترافیک رشت با ساختن خیابان بیشتر امکانپذیر نیست؛ باید تعداد سفرهای ضروری با خودروی شخصی را کاهش داد. رینگ شهری و اصلاح تقاطعها میتوانند بخشی از مسئله را حل کنند، اما اگر همزمان حملونقل عمومی، مدرسه، پیادهراه، دوچرخه، پارکینگ و مدیریت تقاضای سفر اصلاح نشوند، خودروهای بیشتری وارد شبکه خواهند شد و چند سال بعد دوباره با همان مشکل مواجه خواهیم بود.
رشت بیش از آنکه به یک پروژه بزرگ جدید نیاز داشته باشد، به یک برنامه یکپارچه، زمانبندیشده و قابل سنجش حملونقل شهری نیاز دارد؛ برنامهای که در آن شهرداری، شورای شهر، پلیس راهور، آموزشوپرورش، تاکسیرانی و اتوبوسرانی هر کدام مسئولیت مشخص داشته باشند.
اگر قرار است ترافیک رشت واقعاً حل شود، باید از پروژهمحوری عبور کنیم و به مدیریت شبکه حملونقل برسیم. شهروند رشتی نباید برای یک سفر پنج کیلومتری بین انتخاب «خودروی شخصی یا گرفتارشدن در ترافیک» مجبور به انتخاب باشد. حملونقل عمومی کارآمد، پیادهراه امن و مسیر دوچرخه پیوسته باید انتخاب سوم و در نهایت انتخاب اول شهروند باشد.
ترافیک رشت یک بحران ناگهانی نیست؛ حاصل سالها تصمیمهای پراکنده است. بنابراین راهحل آن نیز یک پروژه یکساله نیست؛ یک سیاست شهری مستمر است که باید از همین امروز آغاز شود.
لید کوتاه می خواهم
رشت؛ شهر گرفتار ترافیک یا گرفتار ضعف مدیریت ترافیک؟
- ارسال توسط : admin
- 65 بازدید
- بدون دیدگاه

